تبليغاتX
زندگی نو

زندگی نو

...و

آقا راستین در روز12 مرداد 1389 در یکی از بیمارستانهای بندر آبادان به دنیا آمد.

راستین عزیز
+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 17:59  توسط مامان و بابا  | 

راستین کوچولو چشماش رو کم کم باز کرد.

راستین کوچولو

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 17:42  توسط مامان و بابا  | 

راستین کوچولو-مدیر اصلی وبلاگ-نخستین ثانیه های تولد

راستین کوچولو-نخستین ثانیه های تولد

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 17:32  توسط مامان و بابا  | 

تبریک از طرف خاله کوچیکت مژگان

 سلام راستین جان:ورودت به این دنیا رو تبریک می گم.امیدوارم که برخلاف دنیای رنگارنگ آدما قلب قشنگ تو همیشه صاف و یکرنگ باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 16:25  توسط مامان و بابا  | 

این خطها رو دایی فرهادت زمانی برات مینویسه که تو(راستین)هنوز 40 روزتم نشده

به نام خداوند جان و خرد             کزین برتر اندیشه بر نگذرد

راستین جان خوش آمدی.امیدوارم از آمدن به این دنیای پر هیاهو و پر از عجایب لذت  ببری و همیشه پر از امید و نشاط و سرزندگی باشی  و همچنین از خدا میخواهم که همیشه مانند اسمت راستین باشی و راست گونه و با صداقت زندگی کنی.مهمترین نصیحتی که به عزیز دلم راستین کوچولوی امروز و راستین برومند فردا میکنم (هر چند که خودم هم به مانند همه انسانهای به دنبال کمال به نصیحت نیازمندم) این است که در ساختن زندگیت هیچ چیز به اندازه اراده خودت نمیتواند در ساختن آینده و خوشبختیت تاثیر گذار باشد. 

 دایی فرهاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 15:50  توسط مامان و بابا  | 

این یه عکس واسه راستین کوچولو از طرف خاله مریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 18:25  توسط مامان و بابا  | 

   سلام فرشته کوچولو

این اولین مطلبی است که در وب لاگت می گذاریم .دوست داشتیم پس از اینکه اسمت رو  انتخاب کردیم وب لاگتو افتتاح کنیم و حالا راستین عزیزم پیشاپیش ورودت را به این دنیا شاد باش می گوییم. دنیایی که امیدوارم با ورودت قشنگ تر و امن تر از همیشه باشد. این روزها که تکانهای گاه به گاهت شور زندگی را در ما دو چندان می کند بی صبرانه منتظر دیدن روی ماهت هستیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 10:8  توسط مامان و بابا  |